افراد سیگاری آبجو

 

-- دریافت این صفحه بصورت پی دی اف --


افراد سیگاری آبجو

داستان واقعی توسط Kalin Ringkvist

من به یک پارک در ساحل با دو دوست ، Aleks ، و دوست دخترش ، Jeneca رفت. این اواخر شب بود ، احتمالا پس از نیمه شب راه می رفت و ما تا به حال چند مایل به دریافت اینجا ، فقط به آویزان کردن و دود علف هرز.

ما را روی صندلی پارک که از روبرو به اقیانوس و پر کاسه و شروع به سیگار کشیدن شنبه در وسط راه ، از طریق کاسه ، Aleks ناگهان ایستاد و به دور لوله قرار داده. "مردم می آیند ،" او گفت ، و motioned تا راه به سوی سه نفر را به سمت ما.

آنها سه مرد در مورد کالج سن که شبیه نوع که فوتبال بازی کرده بود در دبیرستان بود ، سپس تاریخ عضویت frat و partiers حرفه ای تبدیل شد. من به Aleks shrugged. "من نمی خواهد نگران باشید در مورد آنها ،" من گفتم.

اما Aleks خودداری را از لوله برگشت. "شما می دانید که هرگز شما می توانید اعتماد ،" او گفت.

3 آقایان به ما نزدیک شده و بزرگترین مرد در مقابل گفت : "هی ، شما بچهها علف هرز سیگار کشیدن؟"

من فقط در مورد پاسخ به سوال مثبت ، چرا که در نگاه اول آنها مثل بچه ها خوب به نظر می رسید ، اما Aleks blurted ، "نه! ما فقط در اقیانوس به دنبال. ما که گه نمی کنند. "

"اوه ،" مرد بزرگ پاسخ داد :. او مکث. "خوب است. من fucking نفرت سیگاری دیگ... که به همین دلیل است که ما را در اینجا... چون hippies اویختن اینجا همه هم تا ما را به دنبال برخی از جمجمه ترک... من بهت بگویم ، من هیچ چیز بیش از bashing در چهره دیگ احمق وجود دارد hippies سیگار کشیدن "، و او slapped مشت او. "اگر شما هر کدام از دسته potheads آن ، شما به ما اطلاع دهید و ما مراقبت از' گرفتن اونا ".

"خوب ، مطمئن ،" Aleks گفت. "ما هیچ امشب ندیده است."

"شاید ما همه آنها را دور می ترسم ، گفت :" یکی از آدمهای دیگر را که در راه ، و 3 خندید.

"برویم ، گفت :" یک سوم.

"آیا بچه ها شب خوبی داشته باشید ، گفت :" مرد اول ، و سه تبدیل شده و راه می رفت در پایین مسیر.

بعد از اینکه من در گوشه Aleks نگاه می کند و او فقط grinned تبدیل شده بود. "چه گفتم؟" او پرسید. "من به شما گفته ، برخی از مردم تنها psychos. شما نمی توانید فقط اعتماد مردم تصادفی هستند که شما دیدار خواهد کرد. "

چیزی که نکته جالب این بود که به طور معمول بسیار Aleks بود باز در مورد سیگار کشیدن در گلدان و در واقع این یکی از چند بار من می توانم او را به ترس مردم به او سیگار می کشیدند به یاد دیگ بود.

"چگونه می تواند شما را بگویید؟" من پرسیدم.

"چیزی در مورد آنها ،" او جواب داد. "آنها تنها به حال vibes بد است."

ما نیم ساعت یا 45 دقیقه قبل از رفتن به سیگار کشیدن علف هرز ما صبر کردم. ما 3 بچه ها از راه دور سرگردان از پارک تماشا کرده ام ، و در نهایت به پایان رسید کاسه ما پس از آنها به طور کامل رفته بود. احساس راحت تر در حال حاضر ، ما در اطراف پارک سرگردان ادامه داد ، و سه تن از ما قدم برداشتهاند از به پایان اسکله شناور طولانی. ما آغاز شده سیگار کشیدن یکی دیگر از کاسه ، و در نهایت اجازه نگهبان ما پایین.

در وسط راه ، از طریق دود ، ما نگاه تا همه برای دیدن سه بچه در حال قدم زدن به سمت حوض ما. من لوله در جیب من پر شده به عنوان سرعت من اما می تواند به وضوح آنها قبلا دیده بود آنچه که ما انجام شد. این کار دشواری نیست برای دیدن مثل نور سوسو فندک در تاریکی ، حتی از راه دور.

رهبر 3 بچه ها راه می رفت پایین حوض باریک با نگاه به آنچه در تاریکی به ساده ، خالی از روی تعجب و یا ترس نگاه کردن. من در Aleks و Jeneca نگاه می کند و همه ما به اطراف نگاه gazes ما pausing در آب است. این که شنا سرد ، من فکر کردم ، اما نمی خواهد مرد ، و این jocks گنگ احتمالا ما را از طریق خلیج سرد جیوه ، آلوده تعقیب نمی شود. ما تا لبه حوض حمایت می شود. خوشبختانه وجود نداشت نرده ها را مسدود فرار کنیم.

و آن مرد بزرگ را به بخش گستردهای از حوض که مستقیما در آب شناور و باز ژاکت خود آمد ، مانند مردم در فیلم زمانی برای رفتن تفنگ انجام دهید ، و من خودم را آماده شیرجه رفتن به داخل آب به محض من تایید کرد که او سلاح.

اما آنچه که او از جیب کت خود را در داخل کشیده بزرگ لوله شیشه ای دمیده شده که 60 یا هزینه 100 دلار در مغازه سر داشته باشد. "هی تو بچه ها می خواهم به برخی از دود علف هرز؟" او پرسید.

و ما به سادگی خیره پشت سکوت.

با دست دیگر او کشیده ذخیره کردن شیشه شیشه از جیب خود و ظهور چوب پنبه.

بلافاصله من دروغ در چیزی گفتن از علف هرز است و می تواند خود را بگویید حتی بدون نگاه کردن به آن است که او تا به حال برخی از مزمن است. او لود لوله و ارائه آن را به Aleks که آن را تکان دور. "چرا شما آن را آغاز" Aleks گفت.

مرد shrugged. "آه ، من را ببینید ، شما در مورد آدمهای عصبی ما هستند." او در زمان toke. "متاسفانه در مورد آن. ما فکر کردیم شما بچه ها سیگار میکشه 'قبل از علف هرز بود ، اما بعد از آن همه شما را مانند بودند جهنم ندارد ، بنابراین من می ترسم... بعضی از مردم فقط psychos... dumbasses که مثل همه' ما فقط افراد سیگاری در اطراف آبجو اینجا. ' من مردم را ملاقات کرد که در واقع دور پیدا hippies به کتک ، و هنگامی که شما به من گفت تو سیگار نمی علف هرز... شما فقط نیمه بود که vibe narc در مورد شما ، و من عصبی شدم... می دانید که هرگز شما می توانید اعتماد ، می دانید... "

اطلاعات
تاریخ ارسال شده در : 2010 ژانویه 31 @ 03:09
آخرین اصلاح : 2010 ژانویه 31 @ 17:55
نوشته شده توسط : Kalin
 

پاسخ به این ارسال »این (هیچ کدام)

 
ارسال نظر

XHTML : شما می توانید با استفاده از این تگ <abbr<a: title=""> href="" title=""> <acronymtitle=""> <b><blockquotecite=""> <cite><code>< دل datetime = ""> <em><i><qcite=""> <strike><strong>